شمارهٔ ۱۶۱۷

آرایش مجلس تویی، مجلس بیارا هر زمان

نقل و شرابی زان دو لب پیش آر ما را هر زمان

زینسان که بر هر موی تو از نفس خود در غیرتم

آنجا که گستاخی ست این باد صبا را هر زمان

چون عاشقانت را نماند از نقد هستی مایه ای

تاراج سلطانی مکن مشت گدا را هر زمان

جان می رسد هر دم به لب، دانی که باری نیست آن

جان تو، کافزون تر کنم نرخ بلا را هر زمان