مهر زن
بشنو حدیث آن که دل از مهر زن گرفت
بیداد زن رقم زد و داد سخن گرفت
بیچاره آن کسی که در این ملک زن نداشت
بیچاره تر کسی که در این ملک زن گرفت
گفتم که زن بگیرم و دفع مِحن کنم
غم بر غمم فزود و محن در محن گرفت
پنداشتم که من به هنر زن گرفته ام
غافل که زن مرا به دو صد مکر و فن گرفت