شمارهٔ ۱۶۲۲

خه از کجاها می رسی آلوده می همچنین

در خون شده زلف آنچنان، رخسار پر خوی همچنین

چون دشمنانم، می کشی، من خود شدم کشته، ولی

آخر مسلمانی ست این، ای دوست، تا کی همچنین

سختی جانم بین که چون، سوز ترا تاب آورم

ناچیز گردد، گر فتد یک شعله در نی همچنین

از بهر جانی در رخت، کی گویم این کز جور بس؟

می کن تو تا من می کشم جور پیاپی همچنین