شمارهٔ ۱۶۳۲

ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن

تا اندرو نگون نفتادی کناره کن

تا کی به جهد چاره مال و درم کنی؟

گر ممکنت بود ز پی عمر چاره کن

تاج سر فلک چه نظاره کنی به فرق

چون خشت زیر سر نهد آنگه نظاره کن

بر لوح خاک احسن تقویم چون تویی

در خویشتن شمار سپهر و ستاره کن