شمارهٔ ۱۶۷۳

نوبت خوبی زدند در شب گیسوی تو

فتنه عسس گشت باز گرد سر کوی تو

گر به ترازوی چرخ دست رسد مر مرا

حسن تو یکسو نهم، مه به دگر سوی تو

روی مرا زرد کرد روی تو منکر شود

اینک اگر راست است، روی من و روی تو

نیست کمان غمت چون که به بازوی من

گوشه گرفتم، ولی گوشه ابروی تو