شمارهٔ ۱۶۸۳

سوی شکار، ای پسر نازنین، مرو

رحمی بکن به این دل اندوهگین مرو

شیران نیند مرد تو، چون غمزه می زنی

بر آهوان خسته به آهنگ کین مرو

بگذار تا به خویشتن آیم ز بیهشی

روزی دو مردمی کن و بر پشت زین مرو

چشم تو آفت است، به روی کسی مبین

پای تو نازک است، به روی زمین مرو