شمارهٔ ۱۶۹۳

همی گویم که وقتی، ز آن مشتاقان مجنون شو

تو، نافرمان بدخو را نمی گویم که اکنون شو

چه حاجت نامه های درد ما را مهر و اکردن

ببین عنوان خون آلوده و بر حرف مضمون شو

من امشب جان شیرین در سر و کار وفا کردم

تو در دولت بمان جاوید هر روزی بر افزون شو

بده سر جرعه و درکش ز جام شوق، ای زاهد

پس آنگه پای کوبان پیش آن لبهای میگون شو