شمارهٔ ۱۷۱۵

ای آمده جان هر شکسته

می ده ز شکسته بر شکسته

نشکسته ام از تو هیچ عهدی؟

ای عهد ببسته بر شکسته!

کم کرده درست هیچ عاشق

وصفی ز لبت، مگر شکسته

گل خنده لعل شکرینت

قدر گل و گل شکر شکسته