شمارهٔ ۱۷۲۹

نوبهار است و چمن جلوه جوزا کرده

ابرها ریختنی لؤلؤی لالا کرده

گره طره سنبل ز صبا جستم، گفت

«دامن لاله پر از عنبر سارا کرده »

بر گل و لاله تر می رود و نیک ببین

پای آلوده به خون پایچه بالا کرده

عاشقان رفته به گلزار و دل سوخته را

به تکلف ز گل و لاله شکیبا کرده