شمارهٔ ۱۷۳۸

ای جهان چشم سیاهت بسته

فتنه خود را به پناهت بسته

آسمان دست مه از رشته صبح

پیش آن روی چو ماهت بسته

غم پیچیده مرا چون طومار

پس به تعویذ کلاهت بسته

دیده ره داد ترا اندر چشم

خون دل آمده راهت بسته