شمارهٔ ۱۷۵۲

مدار جان من از بهر جان ما روزه

از آنکه جانی و جان را دهد عنا روزه

لب پر از می و گویی که روزه می دارم

تو خود بگوی که باشد چنین روا روزه

اگر تو روزه برای خدای می داری

مدار بیش برای خدای را روزه

ز دیده ساخته ام شربتی، ولی نخوری

اگر به روزه ترا خوش بود، خوشا روزه