نمی آید بدست
در جهان ما دلی روشن نمیآید بهدست
یک گل خندان درین گلشن نمیآید بهدست
در دل تاریک دریا جستجو کن ای رفیق
گوهر اندر چشمهٔ روشن نمیآید بهدست
دست اگر دست من و دامان اگر دامان اوست
میرود این دست و آن دامن نمیآید بهدست
خوش کمر بستند یاران از پی یغما ولی
رزق موری هم درین خرمن نمیآید بهدست