فال حافظ
در بستر اوفتادم و دیوان خواجه را
برداشتم که هست مرا وجد و حال ازو
با خاطری ملول گشودم کتاب را
وز لوح دل زدودم رنگ ملال ازو
با شعر او به منظر افلاکیان شدم
پرواز ازو،هدایت ازو بود و بال ازو
گفتم به شوق دیدن آن ماه دیرتاب
گیرم چنانکه رسم جهانست فال ازو