روح بی کینه

برد آن فرشته صورت نیکو نهاد ما

ما را ز یاد خویش و جهان را ز یاد ما

گیرم میانهٔ من و او داوری کنند

از یار ما چگونه توان خواست داد ما

نه مرد انتقامم و نه اهل کینه‌ام

بدرود باد دشمن نیکو نهاد ما

یاران برون کنید ازین سینه کینه را

کز دود غم سیه نشود روح شاد ما