شمارهٔ ۱۷۸۴

آتش اندر آب هرگز دیده ای

عنبر اندر تاب هرگز دیده ای

چون دهان و لعل شورانگیز او

پسته و عناب هرگز دیده ای

شد نقاب عارضش زلف سیاه

شام پر مهتاب هرگز دیده ای

در صدف چون رشته دندان او

لؤلؤی خوشاب هرگز دیده ای