شمارهٔ ۱۷۸۶

سر در خمار، شب به کنار که بوده ای؟

لبها فگار، همدم و یار که بوده ای؟

سنبل به تاب رفته و نرگس به خواب ناز

شب تا به روز باده گسار که بوده ای؟

شمع مراد من نشدی یک شبی تمام

ماه تمام، در شب تار که بوده ای؟

با چشم آهوانه که شیران کند شکار

ای آهوی رمیده شکار که بوده ای