شمارهٔ ۱۷۹۸

دیدی که حق خدمت بسیار ندیدی

ببریدی و رنج من غمخوارندیدی

بسیار کشیدم غم و رنج تو و اندک

آن را به میان اندک و بسیار ندیدی

آماج خدنگ ستمم ساختی آخر

جز من دگری لایق این کار ندیدی

باری تو بزی شاد که داری دل خرم

چون که نشدی عاشق و آزار ندیدی