شمارهٔ ۱۸۱۱

اگر تو سرگذشت من بدانی

دگر افسانه مجنون نخوانی

همی گوید «برو بیدار می باش

مکن تعلیم سگ را پاسبانی »

ز من پرسی که همدردان چه کردند؟

ترا دادند جان و زندگانی

مرا گرد سر آن چشم گردان

که تا بر من فتد آن ناتوانی