شمارهٔ ۱۸۱۲

نگارین مرا شد نوجوانی

که نو بادش نشاط و کامرانی

خطش پیرامن لب، گوییا خضر

برآمد گرد آب زندگانی

بمیرم بر سر کویش که باشد

سگان کوی او را میهمانی

نه بر رویت خطت، ای آیت حسن

که هست آن فتوی نامهربانی