شمارهٔ ۱۸۲۴

زینسان که از هر موی خود زنجیر صد دل می کنی

مردن هم از گیسوی خود بر خلق مشکل می کنی

هم جان و تن مأوای تو، هم دیده و دل جای تو

ای از تو ویران خانه ها هر جا که منزل می کنی

بیرون میا در آفتاب، آزرده م گردد تنت

با روی خود با روی او نسخه مقابل می کنی

دلها بری و خون کنی، ای ظالم، آخر رحمتی

آن دل که خواهی کرد خون بهر چه حاصل می کنی