شمارهٔ ۱۸۴۸

عالم آشوب تر از طره طراه خودی

فتنه انگیزتر از غمزه خونخوار خودی

پای افشرده و زانو زده ای در کاری

دامنت چون بگرفته ست و تو در کار خودی

آیت حسنی و پیچیده به طومار دو زلف

پیچ بر پیچ ز نیرنگ به طومار خودی

گر گرفتار توام، نیست گرفتی بر من

که تو نیز از رسن زلف گرفتار خودی