شمارهٔ ۱۸۴۹

می به جام ار چه زخون من مسکین داری

نوش بادت که شکرخنده شیرین داری

دو حیات است ز یک خنده تو عاشق را

زانکه در حقه یک خنده دو پروین داری

زان لب ساده گرم بوسه ببخشی، کم ازآنک

نظری جانب این گریه رنگین داری

پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمای

تا به خون دست بشوید دلش از دین داری