شمارهٔ ۱۸۸۷

کرشمه کردن تو وقت نار و بدخویی

سزد که نو کند اکنون لباس دلجویی

چه آبروست که حسن از رخ تو می بارد

به وقت صبح که روی چو ماه می شویی

جز از تو روی کسی را نکو نمی بینم

که دیگری نبود خود بدین نکورویی

به عشوه عیش مرا تلخ می کنی هر روز

مکن که خود شودت همچنین به بدخویی