شمارهٔ ۱۹۱۰

ای دل، مرا به هر کو افسانه چند خواهی؟

جان زلف یار دارد، از شانه چند خواهی؟

در عهد او چه جویی دلهای خسته، ای جان؟

در ملک میر ظالم ویرانه چند خواهی

ای مرغ آن گلستان، کت جان ماست دانه

گر نامه زان بت آری، زین دانه چند خواهی؟

گفتی ز کیست طعنه از دست عشق بر تو؟

ای آشنای جانها، بیگانه چند خواهی؟