شمارهٔ ۱۹۲۲
امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
هم دید که بسیار بود این قدر از وی
سلطان ز کجا بر هوسش چشم نگارد؟
درویش که در یوزه کند یک نظر از وی
دل می کشدم جانب آن غنچه هنوزم
هست ار چه که صد تیر بلا در نظر از وی
پژمرده مباد، ار چه خورد از جگرم آب
آن شاخ جوانی که نخوردیم بر از وی