شمارهٔ ۱۹۲۳

من باد نخواهم که وزد بر چو تو باغی

تا از تو نسیمی نرساند به دماغی

خوش دولت مرغی که خورد بر ز تو، ماییم

کز دور خرابیم به بویی چو تو باغی

گر خواه به بازار شوم، خواه به بستان

ما را ز رخت سوی دگر نیست فراغی

گر جلوه طاووس ز روی تو نبینیم

در کوی تو میریم به مهمانی زاغی