شمارهٔ ۱۹۳۵
ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی
تافته چون ستمگران دست وفای چون منی
من به رضای خویشتن جان به فدات می کنم
نیست دلت که در دهی تن به رضای چون منی
می گذری و بی خطا راست گرفته بر دلم
ناوک غمزه می زنی، چیست خطای چون منی؟
گر به بقای خود مرا نیست مرادی از رخت
تو به مراد خود بزی، نه به بقای چون منی