شمارهٔ ۱۹۴۶

آن چشم شوخ را بین هر غمزه ایی بلایی

وان لعل ناب بنگر هر خنده ای جفایی

هر ابرویی ز رویت محراب بت پرستی

هر تار مو ز زلفت زنار پارسایی

گویند، چیست حالت آن دم که پیشت آید؟

چون باشد آنکه ناگه پش آیدش بلایی

این غم که هست دانم هر دو ز تو برین دل

می کش که ظالمی را خوش می کنی سزایی