شمارهٔ ۱۹۵۵

تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی

بگو که آگهی از عاشقان دلشدگانی

بگشت حال به بالای ابروی تو کسان را

که زیر دست فتادش چنان کمند و کمانی

در ابروی تو نه یک دل هزار بیش فرو شد

به من ز داغ دل آنگه که دارد از تو نشانی

برهمنان که پرستند آفتاب فلک را

مگر که هندوی ما را ندیده اند زمانی