شمارهٔ ۵۲ - در مدح امیر ابواحمد محمدبن محمود غزنوی گوید

ای دل تو چه گویی که زمن یاد کند یار

پرسد که چگونه ست کنون یار مرا کار

گوید که مرا چاکرکی بود وفاجوی

گوید که مرا بندگکی بود وفادار

اندوه خورد، کو غم من خورد همی دی

اندیشه برد، کو بر من بود همی پار

نی نی که من او را دلکی نازک دیدم

از بهر مرا بر دل نازک ننهد بار