شمارهٔ ۵۶ - در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصر الدین سبکتگین گوید

ای از در دیدار پدید آی و پدید آر

آن روی، کز و رنگ رباید گل و بر بار

تا کی تو ز من دور و زایشه دوری

من با دل پر حسرت و با دیده خونبار

دوری تو و از دوری تو سخت برنجم

امید بهی نیست چو زینگونه بود کار

اول دل من گرم همیداشتی و من

دل بر تو فرو بسته بشیرینی گفتار