شمارهٔ ۶۱ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف و تهنیت ولادت پسری از وی

مرا بپرسید از رنج راه و شغل سفر

بت من آن صنم ماهروی سیمین بر

نخست گفت که جانا ترا چه شد که چنین

شکسته گونه ای و کار بر تو گشته غیر

چو سرو سیمین بودی چو نال زرد شدی

مگر ز رنج بنالیده ای براه اندر

مگر دل تو بجای دگر فریفته شد

مگر ز عشق کسی پر خمار داری سر