شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح سلطان مسعود بن سلطان محمود غزنوی

آشتی کردم با دوست پس از جنگ دراز

هم بدان شرط که بامن نکند دیگر ناز

زانچه کرده ست پشیمان شد و عذر همه خواست

عذر پذرفتم و دل در کف او دادم باز

گر نبودم به مراد دل او دی و پریر

به مراد دل او باشم از امروز فراز

دوش ناگاه رسیدم به در حجره او

چون مرا دید بخندید ومرا برد نماز