شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی گوید

تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال

جز به شادی نسپردم شب و روز ومه و سال

چه بود فالی فرخنده تر از دیدن دوست

چه بود روزی پیروزتر از روز وصال

بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماه

که بهر دیدنی از مهرش وجد آرم و حال

جعد تو جیم نه و صورت او صورت جیم

زلف تو دال نه وصورت او صورت دال