شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد بن محمود بن ناصرالدین

هم از سعادت و اقبال بود و بخت جوان

که دل نبستم بر گلستان و لاله ستان

کسی که لاله پرستد بروزگار بهار

ز شغل خویش بماند بروزگار خزان

گلی که باد بر او بر جهد فرو ریزد

چرادهم دل نیکو پسند خویش برآن

مرادلیست من آن دل بدان دهم که مرا

عزیزتر بود از دل هزار بار و زجان