شمارهٔ ۱۴۰ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود بن ناصر الدین

سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان

بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان

بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی

پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان

ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای

تا چنین آراسته بر سرو بردی بوستان

بوستانی کاندر و لولؤ گهر دارد غلاف

بوستانی کاندر و گل مشک دارد سایبان