شمارهٔ ۱۴۳ - درمدح عضدالدوله امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین

ای نیمشب گریخته ز رضوان

وندر شکنج زلف شده پنهان

ای سرو نارسیده بتو آفت

ای ماه نارسیده بتو نقصان

ای میوه دل من ،لابل دل

ای آرزوی جانم، لابل جان

از من به روز عید بیازردی

گفتی که تافته شدی از مهمان