شمارهٔ ۱۸۳ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمودبن ناصر الدین

عروس ماه نیسان را جهان سازد همی حجله

به باغ اندر همی بندد ز شاخ گلبنان کله

ز بهر گوهر تاجش همی بارد هوا لؤلؤ

ز بهر جامه تختش همی بافد زمین حله

به باغ اندر کنون مردم نبرد مجلس از مجلس

به راغ اندر کنون آهو نبرد سیله از سیله

نباید روشنی بردن به شب زین پس که بی آتش

ز لاله دشت پر شمعست و از گل باغ پر شعله