شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین

عید خوبان سرای آمد و خورشید سپاه

جامه عید بپوشید و بیاراست پگاه

زلف را شانه زدو حلقه و بندش بگشاد

دامنی مشک فرو ریخت از آن زلف سیاه

باد شبگیری برزلف سیاهش بوزید

طبل عطار شد از بوی همه لشکر گاه

بر خر گاه فراز آمد و بر عادت خویش

سر خرگاه بر افکند و به من کرد نگاه