شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابو احمد محمدبن محمودبن ناصر الدین

به من باز گردای چوجان و جوانی

که تلخست بی تو مرا زندگانی

من اندر فراق تو ناچیز کردم

جمال و جوانی، دریغا جوانی

دریغاتو کز پیش رویم جدایی

دریغا تو کز پیش چشمم نهانی

سفر کردی و راه غربت گرفتی

به راه اندر ای بت همی دیر مانی