شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح امیر محمد و تهنیت ولادت پسر وی گوید

گر مرا از تو به سه بوسه نباشد نظری

اندرین شهر زمن نیز نیابی خبری

نه مرا خوش بنوازی نه مرا بوسه دهی

این سخن دارد جانا به دگر کوی دری

بوسه ای را چه خطر باشد کز بهر ترا

جان شیرین مرا نیست بر من خطری

دوشکرداری و تو ساده همیدون شکری

ای شکر! روزی من زان دوشکر کن شکری