شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین سپاهسالار

ای ترک دگر خیره غم روزه نداری

کز کوه برون آمدآن عید حصاری

گریک مه پیوسته به دشواری بودی

یک سال دمادم به خوشی عید گزاری

مانا علم عیدست آن مه که تو دیدی

کو بود بدان خوبی واندوه گساری

آن ماه ندانی که ترا دوش چه گفته ست ؟

گفته ست که ای ماه چرا باده نیاری