شمارهٔ ۱۱ - نیز او راست
بوسه ای از دوست ببردم به نرد
نرد برافشاند و دو رخ سرخ کرد
سرخی رخساره آن ماهروی
بر دو رخ من دو گل افکند زرد
گاه بخایید همی پشت دست
گاه بر آورد همی آه سرد
گفتم جان پدر این خشم چیست
از پی یک بوسه که بردم به نرد
بوسه ای از دوست ببردم به نرد
نرد برافشاند و دو رخ سرخ کرد
سرخی رخساره آن ماهروی
بر دو رخ من دو گل افکند زرد
گاه بخایید همی پشت دست
گاه بر آورد همی آه سرد
گفتم جان پدر این خشم چیست
از پی یک بوسه که بردم به نرد