غزل شمارهٔ ۲۲

سنبل تر دمیده بر گل دوست

بوی گل می‌دمد ز سنبل دوست

باد عنبر شمیم می‌گذرد

یافت بویی مگر ز کاکل دوست

هر تجمل که هست در خورشید

ذره ای نیست با تجمل دوست

به جفا از درش نخواهد رفت

دوستان را بود تحمّل دوست