غزل شمارهٔ ۸۵

ای اهل درد را ز تو هر دم غمی دگر

نیش غم تو بر دل ما مرهمی دگر

درکوی تو که درگه اهل سعادتست

از آب چشم اهل صفا زمزمی دگر

ترشد به اب جود تو خاک وجود ما

فرمای از ابر لطف برآ شبنمی دگر

از کاینات دنیی و عقبی دوعالم اند

بیرون ازین دوخاک درت عالمی دگر