غزل شمارهٔ ۱۲۵

بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم

بیار باده که غم های دل به باد دهیم

غمی که مونس دیرینه بود در دل ما

اگر ز یاد برفت آن غمش به یاد دهیم

به وقت نزع فریدون نگر به سام چه گفت

که وقت شد که قبادی به کیقباد دهیم

روان خفته ی نوشیروان چه می گوید

که بهتر است که انصاف و عدل و داد دهیم