غزل شمارهٔ ۱۴۵
چه افتادت ای ترک خرگاه من
که بر من نمی تابی ای ماه من
بدین سر بلندی که در سرو تست
بدو کی رسد دست کوتاه من
ز وجهی که نیکوست روی تو خواست
دل رو شناس نکو خواه من
ره صومعه دوش دیدم به خواب
بیا مطرب امشب بزن راه من
چه افتادت ای ترک خرگاه من
که بر من نمی تابی ای ماه من
بدین سر بلندی که در سرو تست
بدو کی رسد دست کوتاه من
ز وجهی که نیکوست روی تو خواست
دل رو شناس نکو خواه من
ره صومعه دوش دیدم به خواب
بیا مطرب امشب بزن راه من