غزل شمارهٔ ۱۴۶
ای قامت بلند تو عمر دراز من
محراب ابروی تو محل نماز من
هستم چو شمع شب همه شب در گداز و سوز
و آگه نیی ز گریه و سوز و گداز من
رازم به زیر پرده ز مردم نهفته بود
بر رو فکند اشک من از پرده راز من
گر قسمتم به کوی خرابات کرده اند
با قسمت ازل چه کند احتراز من