غزل شمارهٔ ۱۵۴

گران جانی مکن جانا و بشنو

مکن تکیه برین چرخ سبک رو

میفکن عشرت امشب به فردا

که روز نو بیارد روزی نو

چو نتوان خورد بیش از روزی خویش

رها کن تا توانی این تک و دو

بقا و ملک اگر پاینده بودی

که دادی تخت کیخسرو به خسرو