غزل شمارهٔ ۱۵۷

من مرغ آشیانه قسدم به دام تو

ز آرامگه رمیده و یک چند رام تو

ای ساکنان کوی ترا چشم روشنی

از خاک آستانه عرش احترام تو

روح ملک به جبهه بساید هزار بار

خاکی که بر کشند برو نقش نام تو

زنده شود به بوی تو عظم رمیم من

بر خاکم ار رسد قدم خوشخرام تو